کاش نمی رفتی... کاش عاشقیم را میفهمیدی کاش.....
هیچ وقت فکر نمی کردم روزی برسه که روزه ی تنهاییمو بشکنمو تنهایی رو از زندگیم دک کنم...
یادم میاد روزی رو که به تنهایی قول دادم که باهاش باشم اونم گفت تا وقتی پیشمه که من بخوام ، بهش گفتم برای همیشه می خوامت اما حالا....
این من بودم که زدم زیر قولم و با زبون بی زبونی ازش خواستم که بره
روزی که تنهایی با ساکش از دنیام خارج شد تو وارد زندگیم شدی ، تو با اون دو تا چشم زلالت
تویی که یهویی وارد دنیام شدی و گفتی دوسم داری ، منه سادم باورت کردم....
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۴/۲۰ ساعت 11:9 توسط بی دل
|
با عرض سلام خدمت شما دوستان من بی دل(دختر) 18ساله از بوشهر هستم.امیدوارم از وبلاگم خوشتون بیاد.