آرزو دارم
آرزو دارم
آرزو دارم دستی در دستانم بود و مرا نوازش ميكرد و ای كاش آن دست ، دستان مهربان تو بود !
آرزوی آغوش گرمی را دارم كه مرا در آغوش خود بگيرد و در آغوشش با من با صدای
آهسته درد دل كند و ای كاش آن آغوش ، آغوش گرم تو بود!
آرزوی يك بوسه را دارم ، بوسه ای از سوی يك لب سرخ ، از سوی كسی كه زندگی
من است و با تمام وجود دوستش دارم ، كاش و ای كاش آن بوسه از سوی تو بود.
آرزوی پرواز را دارم ، پرواز از اين سرزمين بی محبت ، ميخواهم سفر كنم ، سفر به
سوی سرزمين خوشبختی ها و كاش همسفری بود و آن همسفر من تو بودی!
آروزی شنيدن صدای نفسهايت را دارم ، كاش فاصله ای نبود و كاش ما در كنار هم
بوديم تا صدای نفسهای گرمت را احساس كنم ، كاش مرزی نبود بين ما و ای كاش اگر
هم مرزی بود آن مرز تو بودی!
آرزو دارم دست درون موهايت كنم و برايت در يك شب عاشقانه آواز لالايی را بخوانم ،
كاش همبستری بود و آن همبستر من تو بودی!
آرزو دارم حتی از دوردست ها نيز چهره ات را ببينم ، اما !
ای يار بعد از سفر كردنت همه چيز برايم يك رويا شده است و ديدنت برايم يك آرزوی بزرگ
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۷/۲۵ ساعت 20:22 توسط بی دل
|
با عرض سلام خدمت شما دوستان من بی دل(دختر) 18ساله از بوشهر هستم.امیدوارم از وبلاگم خوشتون بیاد.