سلام .............سلام
............سلام...........
سلام به رفیقای نیمه راه ........سلام به هم
نفسایه بی وفا...
اره بازم منم همون سودابه ی قدیمی........اما
ایا
واقعا همون سودابه ام؟؟؟؟
نه نیستم ..................دیگه از اون خبری
نیست.........مدتیه خودم و گم کردم.
نمیدونم کجا؟؟؟؟؟؟؟؟
نیستم. دیگه هیچی باهام نیست....کسی رو
دوست ندارم ....کسی هم دوسم نداره!
به دست عزیز ترین کس هام کنار زده
شدم.........به دست عزیز ترین کس هام شکستم.
نه....... نمیخوام گله ای کنم ....فقط می
خوام
خودم و پیدا کنم.اون سودابه ای که حالا ازم
خیلی فاصله داره!الان خیلی ازم دور
شده..........یعنی کجاست؟؟؟؟
ولی میدونم اون هم تنهام
گذاشت...........دیگه
حالا تنهام .....باید برم ....باید تنهایی
برم...
از اینجا میرم.......
جاده ی من از این به بعد یک طرفست .دیگه نه
همسفری هست نه هم نفسی.
میرم دیگه جای من اینجا نیست.........دیگه
عشق
تو زیبا نیست.
وقتی به خودم فکر میکنم.به روز های گذشتم .
تاسف میخورم .چقدر ساده بودم.
ولی دیگه همه چیز تموم شد .....دیگه
نمیشناسمت.......فکر کنم دیگه بسه .
این داستان به ظاهر زیبا رو همین جا تمومش
میکنم....اینو هم میدونم تو نیازی به تموم
کردن چیزی نداری.........واسه ی تو اصلا چیزی
شروع نشد که بخواد تموم بشه........
دیگه پیش من جایی نداری ......اخرین روز بهت
نگفتم خداحافظ ولی حالا میگم
خداحافظ کلمه ای که تو خیلی دوست داری و چه
راحت بهم میگفتی .حالا من میگم
خداحافظ
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۲/۰۵ ساعت 19:0 توسط بی دل
|
با عرض سلام خدمت شما دوستان من بی دل(دختر) 18ساله از بوشهر هستم.امیدوارم از وبلاگم خوشتون بیاد.