دل و رفاقت
گفتمش : دل میخری؟
گفتا چند؟
گفتمش دل مال تو تنها بخند!
خنده کرد و دل ز دستانم ربود
تا به خود باز آمدم او رفته بود
دل ز دستانش بر زمین افتاده بود
جای پایش روی دل جا مانده بود !!!



.:. اینم یه مطلب قشنگ .:.
از خدا پرسیدم چی دوست داری؟
گفت :سخاوت
دیوانه گفت: حماقت
غم گفت: ملامت
کوه گفت:صلابت
معشوق گفت: نگاهت
فدای تو که گفتی: رفاقت
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۸/۲۷ ساعت 10:42 توسط بی دل
|
با عرض سلام خدمت شما دوستان من بی دل(دختر) 18ساله از بوشهر هستم.امیدوارم از وبلاگم خوشتون بیاد.