حلالم کن اگرازآب دریا من برایت قطره بودم
در ایــن عالــم به چشــم مهربانــت ذره بــودم
سرابـی دور، درخـت بی بـری بــودم برایـت
نـدیـدی روز خـوش بـا مـن، بمیــرم من بـرایـت
یکی شیدا، یکی عاشق به نقش خانه دوست
خدایا عاشقی است هردو، کدامیـن راه نیکوست؟
نمی دانی که عمر و هستی و جانم توبودی
حلالم کن که بـی عشـق تو می میــرم بـه زودی